دانلود آهنگ دانم ای زیبا از داوود مقامی

دانلود آهنگ دانم ای زیبا از داوود مقامی

Download New Music Davood Maghami – Danm Ey Ziba

دانلود آهنگ دانم ای زیبا از داوود مقامی

.

متن آهنگ دانم ای زیبا داوود مقامی

دانم ای زیبا روزی برمزارم بنشینی
سر کنی آه و زاری گوشه ی غم بگزینی
من به امیده وصالت عمر خود دادم برباد
تا تو اکنون این چنین بر خاک ماتم بنشینی
رفته ام از یاد عمره بی بنیاد کز غم رویش داده ام بر باد
ناله های مرا شنیدی همچو بختک برم رمیدی
پیش چشمان جاودانم با رقیبان من پریدی
داده ام ای داد عمرخود بر باد
به من بگو تا به کی با رقیبم میمانی
به گوش او از وفا قصه تا کی میخوانی
چو بسته شد پای او همچنان در دام تو
برده ام به دین امید که شاید راه مرا
یک لحظه لااقل تو به گورم نظر کنی
عبرت بگیر از عمر من چو من نکش
از او دامن تو عهد خود با من نشکن

دانلود آهنگ داوود مقامی دانم ای زیبا

میانگین امتیاز 4.1 / 5. تعداد آرا: 14

بدون رای ! اولین کسی باش که رای میده !

پخش آنلاین موزیک دانم ای زیبا دانلود آهنگ با کیفیت عالی 320 دانلود آهنگ با کیفیت خوب 128

دیدگاه خود را بگذارید

  • سعید 27 آذر 1400

    این بیت هم یک اشتباه جزئی داره “در غم رویش داده ام بر باد” و همچنین “تو عهد خود با او مشکن” وقتی بیت اول رو مشکن شنیدی چرا بیت دوم رو نشکن شنیدی؟!

  • سعید 27 آذر 1400

    آفرین بر بانو میترا مه اینقدر دقیق هستند شعر را برای تذکر به ادمین بازنویسی کرده اند حداقل شش غلط در متن هست البته متاسفانه در سه سایتی که چک کردم همین متن غلط بوده چون اصولا کار ما کپی کردن از روی دست هم هست اما میترای عزیز و نکته سنج بداند که صحیح این بیت هم اینطور است”مرده ام بدین امید که شاید ز راه لطف” شاعر داره می گه اینقدر بی وفایی دیده ام که حاضرم بمیرم که شاید معشقه از راه لطف بیاید حتی یک لحظه در کنار گورم و به آن یک نگاه کند!!!

  • میترا 5 آذر 1400

    دانم ای زیبا روزی برمزارم بنشینی
    سر کنی آه و زاری گوشه ی غم بگزینی
    من به امیده وصالت عمر خود دادم برباد
    تا تو اکنون این چنین بر خاک ماتم بنشینی
    رفته ام از یاد عمره بی بنیاد
    کز غم رویش داده ام بر باد
    ناله های مرا شنیدی همچو بخت از برم رمیدی
    پیش چشمان ژاله بارم با رقیبان من پریدی
    داده ام ای داد عمرخود بر باد

    به من بگو تا به کی با رقیبم میمانی
    به گوش او از وفا قصه تا کی میخوانی
    چو بسته شد پای او همچو من در دام تو
    شبی ز خود از جفا ناگهانش میرانی

    مرده ام….
    مرده ام بدین امید که شاید براه راست
    یک لحظه لااقل تو به گورم نظر کنی

    عبرت بگیر از عمر من
    چو من مکش از او دامن
    تو عهد خود با او نشکن